اگر نظرسنجی محبوب‌ترین کتاب‌های وبلاگ نویسان را -که خوابگرد راه انداخته و امسال سال دومش است- سیاحت کنید خواهید دید که تقریباً بیشتر کتاب‌هایی که وبلاگ‌نویس‌ها انتخاب کرده‌اند از نشر چشمه است. این موضوع در جایزه‌های ادبی –مخصوصا خصوصی‌ها- هم دیده می‌شود؛ آنچنان ناشران دیگر تو حاشیه هستند که «محمدحسن شهسواری» از کشفی خارق‌العاده می‌نویسد، که به نظرم کم از کشف ینگه دنیا توسط کلمب ندارد و مطمئن باشید این کشف را شش دانگ به نام جناب شهسواری می‌زنند. کشف چه بود: «آستین‌های رنگی» نوشتۀ «تایماز افسری» که نشر نی درآورده. از شوخی گذشته شهسواری بی‌راه هم نگفته، ناشر کتاب را چاپ کرده و یا علی مدد نشسته کنار تخمه‌اش را شکسته. خودم یک بار به «مهدی یزدانی‌خرم» گفتم اگر کتابم را شما (نشر چشمه) درآورده بودید حالا به چاپ سوم هم رسیده بود و اینجور یک گیر نشده بود (البته منظورم رمان است چون احتمال اینکه مجموعه داستانت توی چشمه دیده شود و در رقابت با خود کتاب‌های چشمه دیده شود کم است) فی‌المثل نشر ثالث که کتاب خود مرا درآورده (و همه بچه‌هایش رفقایم هستند) سال هشتاد و هشت جز رمان من (که شکر خدا دیده شد تا حدودی) رمان‌ها و داستان‌های دیگری هم منتشر کرده است که بعضاً خیلی از رمان‌هایی که مطرح هم شده‌اند بهتر هستند اما دریغ از دیده شدن، یک نقد درست و درمان، یک توجه خشک و خالی. این اشکال که نشر ثالث دارد و چندان پی‌گیر ماجرا نیست توی نشرهای دیگر هم هست. درست به عکسش نشر چشمه است که برای دیده شدن کتاب‌هایش زحمت می‌کشد و به اصطلاح قدر این کالای تولید شده‌اش را می‌داند. بعد گله کردن از اینکه چرا شیب همه کتاب‌ها به سمت چشمه است به نظرم گلۀ بی‌ربطی است. این را بگذارید کنار حرف رفیقم  امیرحسین یزدانبد که توی مصاحبه‌اش با ادبیات ما گفته: «
خانم طیبه گوهری با کتاب «و حالا عصر است». حتا علی چنگیزی فکر می‌کنم در آستانه این بود که دیده نشه که حالا آقای خدایی و کسایی که رصد می‌کنن وضعیت ادبیات رو ازش اسم آوردن...» این درآستانۀ دیده نشدن احتمالش در نشر چشمه کم است و احتمالش در ناشرهای دیگر تقریباً نزدیک به صددرصد است. جوری که اثر ضعیفی مثل «رگ» که نشر چشمه منتشرش کرده تقریبا ده تا نقد می‌گیرد اما کار شاهرخ گیوا در سال خودش در آستانۀ فراموش شدن بود که شکر خدا کاشف دیگری آن را کشف کرد (خوش به حالش)،  یا حتا کار داوود غفارزادگان، امسال، درآستانه فراموشی بود و اگر وبلاگنویسی نبود کسی تو باغ خواندنش نبود. هم کار بعدی من و هم کار بعدی خانم گوهری را نشر چشمه چاپ می‌کند. چون در آستانه دیده نشدن چیزی نیست که هیچ نویسنده‌ای بخواهد. مقصر بخش زیادی از این دیده نشدن‌ها خود ناشرها هستند و البته المان‌های دیگری هم وجود دارند مثل جایزه‌های ادبی که به نظر من کما فی سابق ساختار منصفانه‌ای ندارند و بزن درو کار می‌کنند و بیش از آنکه دغدغه ادبیت داشته باشند دغدغه تبلیغ دارند (اگر فکر می‌کنید نود درصد بهترین کتاب‌های منتشر شده در سال‌های گذشته را چشمه منتشر کرده اشتباه فکر می‌کنید هر چند نود درصد کاندیداهای جوایز خصوصی امسال از نشر چشمه بودند متاسفانه.) این دغدغه خب فرق می‌کند با دغدغۀ یک جایزه ادبی. هر چند این موضوع دیده شدن الزاماً به این معنی نیست که کتاب‌های نشر چشمه بهترین کتاب‌های ایران هستند، خیر (هر چند کتاب‌های خوب زیاد چاپ می‌کند) به این دلیل است که بهترین نشر ادبیات ایران نشر چشمه است. چه خوشمان بیاید چه بدمان بیاید. کمی یاد گرفتن هم بد نیست. حاصل کار یک سال خون دل خوردن نویسنده فراموش شدن کتابش نیست و ندیده شدنش. این نقد را اول از نشر ثالث دارم که ناشر کتاب خودم هم هست (بی‌اندازه بر و بچه‌هاش را دوست دارم مخصوصا محمد حسینی) هر چند کتاب من دیده شده به اندازۀ کافی اما دوستانی هستند که کتاب‌شان زود فراموش شده و استحقاق این را داشته‌اند که کتابشان بهتر دیده شود، بهتر پخش شود و بی‌خودی در انتظار کاشفان ننشینند. چند موضوع هست که من باید بگویم و ذیل این عنوان می‌نویسم:

یک- قرارداد: قرار داد من با نشر چشمه چهار درصد بیشتر از قرار دادم با نشر ثالث است، مضافا به اینکه نشر چشمه به کتاب اولی‌ها پول هم می‌دهد اما نشر خودم و یکی دو نشر دیگر که معروف هم هستند برای کتاب اول –چون ضرر می‌دهد!!!- پولی پرداخت نمی‌کنند که به نظرم کار جالبی نیست و حرفه‌ای هم نیست.

دو- چقدر از کتابم فروش رفته؟ اگر این سوال را از بیشتر ناشران بپرسید آنچنان از پاسخ دادن طفره می‌روند که خودت می‌مانی که نکند سوالی محرمانه پرسیده‌ای! اول پیچانده می‌شوی که باید برویم توی انبار بشماریم و بعدش جوری بهت می‌گویند که یعنی به تو مربوط نیست. اما من از دوستانم شنیده‌ام که نشر چشمه با استفاده از موجودی به نام کامپیتور (که انگار تو بازار موجود است) خیلی سریع بهت می‌گوید که چه تعداد از کتابت فروش رفته و کی به چاپ بعدی می‌رسد.

سه- کتابت هیچ جا نیست؟ ناشر حساب و کتابش که با شما بد است هیچ، حساب و کتابش با پخشی ها هم بد است. خر بیار و معرکه بار کن. کتابت پخش بدی دارد. اما نشر چشمه پخش بهتری دارد.

چهار- وبسایت

پنج- تعامل با نشریات

شش- جلسه نقد

پی نوشت: به هیچ وجه کتابتان را با پول چاپ نکنید که هم خیانت به جیب مبارک است هم خیانت به چندتا چیز دیگر که زیاد ربطی به جیب مبارک ندارد.اگر ناشری گفت پول بده کتابت را چاپ کنم ناشر نیست. از الان گفته باشم.