باورش کمی سخت است اما جهنم گنجشک‌ها شهر دزفول است و هنوز که هنوز است یکی از غذاهای محلی این شهر با همین پرنده کوچک یعنی گنجشک (بنجشک) درست می‌شود. بیش از صدتا (تا ته بندی مختصری بشود نه؟) از این پرنده‌ها را می‌گیرند و چرخ می‌کنند، آ سرخ می‌کنند و ازش معجونی می‌سازند . این معجون پس از سرخ کردن چیزی میشود شبیه پفک. این غیر از به سیخ زدن و... این حیوانات نگون بخت است. از قضا تو کرمان هم غذایی هست به نام «چغوک بریزو» که من همیشه فکر می‌کردم ربطی به گوشت گنجشگ دارد چون کرمانی‌ها به گنجشک می‌گویند «چغوک». خوشبختانه انگار زیاد هم این غذا به گنجشک مربوط نیست و با گوشت چرخ کرده و سیب‌زمینی و این چیزها درست می‌شود (چه گوشتی راستی؟) اما هرچه هست اسمش یکجوری است آن هم اگر  از آن غذای کذایی گنجشکی چیزی شنیده باشید.  خودم –بچگی- صحنه شکار و البته کشتن این حیوانات را دیده‌ام که متاسفانه چیز فراموش نشدنی‌ای است  و راست گفته ند هرچیز که منتهای نکبت است واقعی است. این را هم بگویم که در کل من از  پرنده مرده می‌ترسم، یک جور فوبیا دارم. یعنی یکیش جایی باشد باید بیست متری ازش فاصله بگیرم. چیز غریبی است این آدم و این زندگی.