مجمع الجزایر گولاگ
اتفاقی توی کمد جایی که مهمانشان هستم دیدمش. افتاده بود یک گوشه بیچاره. شب برش داشتم تا ورقش بزنم اما دیگر نتوانستم کنارش بگذارم. مجمع الجزایر گولاگ نوشته سولژنیتسین از آن کتابهاست که سالها به یاد آدم میماند. نه به این دلیل که از جنایات آدمخواری مثل استالین پرده برداشته و نقلش کرده نه. بلکه به این دلیل که انسانی است. فوق العاده به این کتاب علاقه پیدا کردم. دل تو دلم نیست که برگردم و ادامه ماجرایش را بخوانم. این کتاب خاطرات نویسنده مشهورش است از دورانی که بی دلیل اسیر زندان مخوف استالین شده بود. فوق العاده تکان دهندهُ اما گفتم که انسانی است. تو تهران چاپ جدیدش را پیدا میکنم و باز میخوانمش. اینی که اینجا هست چاپ بیست سال پیش انتشارات سروش است. کتاب قطوری هم هست. اگر دیدینش از دستش ندهید. بی نهایت هنرمندانه است و فوق العاده است به معنای واقعی آن. ای کاش انقدر واژه ها دستمالی نشده بودند و برای اینکه بگویم این کتاب چقدر رویم اثر گذاشت ان واژه را به کار میبردم.