میان شن‌های داغ گم می‌شویم

محسن حکیم معانی

«پرسه زیر درختان تاغ» «علی چنگیزی» به سبب نوع فضاسازی و جغرافیای وقوع داستان بی‌شک در زمرۀ رمان‌های اقلیمی قابل دسته‌بندی است؛ و می‌توان به حق آن را جزء رمان‌های خوب اقلیمی این چندساله اخیر هم به شمار آورد. نه فقط به دلیل اینکه مکان فیزیکی وقایع در اقلیم کویر داخلی ایران رخ می‌دهد، بلکه شرایط امکان داستان نیز مجبورمان می‌کند بپذیریم که رمان «چنگیزی» اثری اقلیمی است. به گمانم بسیاری از داستان‌هایی که تحت عنوان کلی داستان بومی و اقلیمی در این سال‌ها معرفی شده‌اند واجد شرایطی نبوده‌اند که بتوانیم بی‌هیچ تردید این دسته‌بندی را در موردشان بپذیریم. داستانی را که با فرض تغییر مکان جغرافیایی‌اش (شهر، کشور، روستا و...) در روایت فضاسازی کلی‌اش تفاوت چندانی به چشم نیاید نمی‌توان اقلیمی نامید. اما «پرسه زیر درختان تاغ» را منهای حذف یا تغییر فرضی مکان رمان، عناصر و علائم و حتا شیوۀ روایت تا حد بسیاری غیرقابل حفظ می‌شوند و ناگزیر باید همه را عوض کرد...