امروز داشتم نقدی را که روی کار خانم گوهری نوشته شده بود می خواندم، که توی سایت مرور درج شده. نقد هم بدک نبود در هر حال مجموعه «و حالا عصر است» را من دوست داشتم هرچند جا برای غرغر هم دارد. اما کامنتی که پای این نقد نوشته شده بود خیلی بامزه بود درجریانید که  من  اهل کامنت گذاری نیستم اما اول از هر چیز کامنت‌های یک متن را می‌خوانم؛ متن کامنت این بود: نقد خوبی بود  و نگران نباشید وقتی آب زلال شود حبابها می‌ترکند و گوهرهای ناب در عمق می‌مانند. عده‌ای سعی می‌کنند تا مجموعه‌هایی این چنین در محاق بمانند تا برای خود و دوستانشان شاخ نشوند. یعنی شاخ تو شاخ نشوند !!! به هر حال قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.[جدا از نظر کامنت که چندان باهاش موافق نیستم، نویسنده این کامنت بازی زبانی خوبی با شاخ و گوهر کرده که به نظرم جالب بود.]
کامنت دوم هم این بود:
این مجموعه خوب است. اما نه اینطور که شما درباره‌اش می‌گوئید. مجموعه‌های خوب این طوری هم در این یکی دو سال زیاد چاپ شده ولی دلیل این که مجموعه داستان خانم گوهری خوب دیده نشده اینه که نشر ثالث خیلی خوب اطلاع رسانی نمی‌کنه. کتاب برای جایی نمی‌فرسته و خلاصه کمی فیس و باد داره. دلیلش اینه و نه چیزی که شما در اخر یادداشتتان اشاره کردی و خواستی تقصیر را بیاندازی گردن سایت‌ها و منتقدان...

پ ن: چرا ادبیات انقدر حاشیه داره؟