زیر هشتزیاد تلویزیون نگاه نمی‌کنم اما این سریال «زیر هشت» را نگاه می‌کنم و به نظرم سریال بدی نیست با بازی «امیر جعفری». بازی «امیر جعفری» به نظرم خیلی خوب است طبیعی و کمی خشن. قصه سریال هم قصه پرکشش و خوبی است، سرقت و نارو زدن و زندان و ... هرچند دیالوگ‌های افتضاحی دارد. مخصوصا شخصیت و دیالوگ‌های کارکتری که «پسیانی» بازیش میکند بی‌نهایت تهوع‌آور و اضافه است. من ندیدم یک راننده کامیونِ قاتلِ مفنگی همچو فلسفه‌بافی‌های چپ وراستی به خیک مردم ببندد، که حضرتش می‌بندند. در کل این کارکتر، یعنی آقای «عیوضی» به نظرم اضافه است درست به اندازه کارکتر غیر واقعی «حاجی کارخانه» که از سر خیرخواهی تمام زمینهایش را داد به مردم. الهی بمیرم، زود شرش را از سریال کم کردند چون خیلی دیگر داشت رمانتیک می‌شد و زیر دل می‌زد.  اما نقشی را که «امیر جعفری» بازی می‌کند عالی است. با آن هیبت نتربوق و سبیل و تشکیلات؛ کمی هم کل و کثیف و خشن. در کل از این خوشم می‌آید که کارکتری که «امیر جعفری» نقشش را بازی می‌کند سعی دارد خودش قانون را اجرا کند. البته قانونی که باز خودش به آن اعتقاد دارد. اما به جای این سریال «زیر هشت» آن یکی کانال برای اینکه خب یک وقت خلق‌الله زیاد هم از سیما تعریف نکنند و با چشم‌های کومکوری‌شان چشم‌شان نزنند «یه وخت»؛  سریال پنجاه قسمتی «فاصله‌ها» را پخش می‌کند که مهمل کامل است. افتضاح در افتضاح. من نمی‌دانم آن بنده خدایی که قصه این را نوشته چی فکر می‌کرده اصلا توی ایران زندگی می‌کرده یا مال مملکت دیگری بوده؟ به هر حال این «فاصله‌ها» هم یک حسن‌هایی دارد، برای رفع چشم‌زخم خوب است، حال همان اسفند دونه‌دونه، اسفند سی‌وسه‌دونه را برای تلویزیون دارد که همان «یه وخت» چشم نخوری انشالله خودمان است. این «فاصله‌ها» کمپلس و هیبریدی است از شور و شعار که مجموعش معجونی می‌شود غوغایی برای رفع چشم‌زخم از تلویزیون.