حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او (سعدی)
کسی مشکلی برد پیش علی/مگر مشکلش را کند منجلی
امیر عدو بند مشکل گشای/جوابش بگفت از سر علم و رای
شنیدم که شخصی در آن انجمن/بگفتا چنین نیست یا باالحسن
نرنجید از او حیدر نامجوی/بگفت ارتو دانی از این به بگوی
بگفت آنچه دانست و بایسته گفت/به گل چشمهٔ خور نشاید نهفت
پسندید از او شاه مردان جواب/که من بر خطا بودم او بر صواب
به از من سخن گفت و دانا یکی است/که بالاتر از علم او علم نیست
گر امروز بودی خداوند جاه/نکردی خود از کبر در وی نگاه
+ نوشته شده در ساعت توسط علی چنگیزی