هیوم رساله کوتاهی دارد درباب ذوق که به نظرم خواندنش واجب است. هیوم زیبایی را در ذهن می‌داند و به اصطلاح وقتی چیزی زیبا خوانده می‌شود که بیننده براساس آموخته‌هایش و معیار ذوق آن را زیبا بداند. معیار ذوق نیاز به مراقبت و پرورش دارد، تنها به این دلیل که دیده نمی‌شود دلیل آن نیست که تحلیل نمیرود و یا ناکارآمد نمی شود؛ پیش این قوه، همواره نیاز به پرورش و مراقبت در سایه کوشش و ممارست دارد. پس روشن است چرا اثری در نظر اهل ذوق ناپسند و نازیبا می‌آید، اما همان اثر در دید دیگری که قوه ذوقش چندان پرورش یافته نیست و چه بسا فاقد لطافت خیال و عقل سلیم و حس خوب است زیبا و خواستنی جلوه می‌کند.

از این منظر خواندن و کشش به سمت هنر بازاری و عوامانه، در همه انواعش، ذوق هنرمند را بیمار و رنجور می‌کند. پس نه خواندن هر اثری جایز است و نه شنیدن هر موسیقی‌ای هنر. انسان ذی‌شعور و اهل ذوق باید از آثار بد تا آنجا که می‌تواند دوری کنند، چنان است دوری گزیدن از کسانی که اهل ذوق نیستند یا بدسلیقه‌اند به سبب عدم پرورش عقل سلیم، چرا که نشست و برخاست با چنین کسانی هم ذوق را بیمار می‌کند و سلیقه را تا پایین‌ترین حد فرو می‌کاهند.

خواندن خود رساله قطعا گویاتر و گیراتر است.