میراث صادق هدایت
میراث صادق هدایت به گونهای مطرح شده که گویی از اساس این که "میراث" صادق هدایت
چه هست، بدیهی است و واضح. گویا این میراث چیزی ثبت شده و معبدی برپای خودایستاده
است و همه میدانند مشغول به صحبت دربارۀ چه هستند. من به روشنی نمیدانم این
میراث چه هست و این صرفاً به دلیل عمق و پیچیدگی تفکر و نوشتههای او نیست، بلکه
بیشتر به این دلیل است که صادق هدایت نویسندهای در دام ارزش افتاده است. لذا سخنگفتن
در ستایش او و یا در نکوهشش را از پایه کاری بیهوده میدانم. اما اگر بخواهم از
منظر سبکی تاثیر صادق هدایت بر خودم را بازگو کنم، باید اذعان کنم که تاثیری بر من
نداشته است. البته دوران نوجوانی من با خواندن کتابهای او سپری شده است، که اگر
هم تاثیری گرفته باشم احتمالاً درآن سالها باقی مانده و به مرور رنگ و جلای خود
را از دست داده است. با وجود این نکتهای که مایلم به آن اشاره کنم این است که
صادق هدایت نمونۀ خوبی برای نمایش تاثیرپذیری یک نویسنده از نویسندگان فرنگی و
استفاده از این تاثیرپذیری در آثار و زندگیشخصیاش است. یعنی صادق هدایت را
نویسندهای صاحب اگزیستانس میدانم و همین مورد در نظر من کلید جذابیت او برای
خوانندگان است.
+ نوشته شده در ساعت توسط علی چنگیزی
|