پیشنهاد کتاب: مردگان باغ سبز نوشته محمدرضا بایرامی
«مردگان باغ سبز» نوشتۀ بایرامی رمان خوب و خواندنیای
از آب درآمده است. بایرامی در این کتاب آخرین روزهای فرقه دموکرات و پیشهوری و آن
برهه از تاریخ را دستمایه این رمانش قرار داده است. رمانی نوشته است فوقالعاده
خواندنی و پرکشش. ایرادهایی دارد –به خصوص در زبان داستان- اما خود داستان محشر است. به نظرم بهترین کار بایرامی
همین کتاب است. از قضا «مردگان باغ سبز» یکی از رمانهای خوب پارسال هم هست، البته
به همراه یکی دو رمان دیگر از جمله کار «مرتضا کربلاییلو» یعنی «قاراچوبان». به
هر حال «مردگان باغ سبز» حس و حالی دارد که تنها و تنها با خواندنش میشود تجربهاش
کرد. رمان بایرامی را میشود رمانی تاریخی قلمداد کرد که تنها دغدغۀ نقل تاریخ را
ندارد، نقل اصلیاش، که به نظرم با ارزش هم هست، توجه بایرامی است به گرفتاریهای
انسانها در این گذر تاریخی. دو روایت مجزا در کتاب همزمان و جاافتاده پیش میروند.
نخست شرح قصۀ «گویندۀ رادیویی» است در آخرین روزهای عمر فرقه دموکرات و فرار کردنش
(که این روایت به نظرم بهتر از آب درآمده است) و پس پشت روایت شرحی است از نحوۀ
فرماندهی فرماندهان این فرقه و بیسروسامانیها و خیانتها و بحث و جدلهای پشت
پرده و دیگری شرح زندگی پسری است که پدرش را پای چشمه به قتل رساندهاند و مشخص
نیست که پدر این پسر از اعضای فرقه دموکرات بوده که حین فرار تیر خورده و یا نه که
صحنههای بدیع و تاثیرگذاری هم در این روایت وجود دارد. نقطۀ قوت بایرامی به گمان
من داستانگو بودنش است و البته یافتن موضوع بکری مثل همین قضیه دموکراتها و پیشهوری.
بایرامی بینظیر قصه میگوید، اما کارش نقطه ضعفهایی هم دارد که مهمترینش زبانش
است. به هر حال «مردگان باغ سبز» کتاب عالیای است و از کتابهای خوبی است که در
این تعطیلات خواندم.
مردگان باغ سبز/ محمدرضا بایرامی/ سوره مهر