چند آوایی که لفظاً به معنی آمیزش همزمان اجزا یا عناصر است، اصطلاحی است که بر بخش عمده‌ای از تحلیل باختین از رمان‌های داستایوفسکی سایه افکنده است، نویسنده‌ای که در نظر باختین نمایندۀ تام آفرینش ادبی مکالمه‌ای است. همانگونه که باختین می‌نویسد: «داستایوفسکی توانست تا در هر کجا، در همۀ نمودهای حیات انسانی آگاهانه و قابل درک، مناسبات مکالمه‌ای را مورد توجه قرار دهد؛ آنجا که آگاهی آغاز می‌شود، همان جاست که برای او مکالمه نیز آغاز می‌شود.» این عنصر مکالمه‌ای آثار داستایوفسکی صرفاً به «گفتم گفت‌های محض در یک مکالمه، که به لحاظ نگارشی در متن طرح‌ریزی می‌شوند مربوط نمی‌شود.» مکالمه‌باوری به معنای طرح مکالمات لفظی میان شخصیت‌های یک رمان نیست. در رمان مکالمه‌ای، هر شخصیت ویژگی‌های فردی خاص، و از برخی جهات یکه، برخوردار است. این ویژگی‌های شخصی متضمن جهان‌نگری شخصیت، شیوۀ نوعی گفتار او، و موضع اجتماعی و ایدئولوژیکش بوده، و این همه از راه واژگان شخصیت به بیان در می‌آیند... در رمان‌های داستایوفسکی هر شخصیتی جهان را برای خود تاویل کرده و این تاویل را از راه گفتمان خاص خویش بیان می‌کند. ما در رمان چند آوایه شاهد آوای عینی و مولفانه‌ای که معرف روابط و مکالمات میان شخصیت‌ها باشد نیستیم، بلکه شاهد دنیایی هستیم که در آن، همۀ شخصیت‌ها و حتا خود راوی از آگاهی گفتمانی خاص خویش برخوردارند. رمان چندآوایه معرف دنیایی است که در آن هیچ گفتمان مجردی نمی‌تواند به صورت عینی فوق هر گفتمان دیگری قرار گیرد؛ همۀ گفتمان‌ها تاویل‌هایی از جهان بوده، به دیگر گفتمان‌ها پاسخ داده و به آن‌ها رو می‌کنند.

بینامتنیت/ گراهام آلن/ ترجمۀ پیام یزدانجو/ نشر مرکز