رضا امیرخانی گویا به نقل از دوست محققی، در کتاب نفحات نفتش، فصلی دارد دربارۀ استقلال و پرسپولیس. طبعاً او در این کتاب از منظر دولتی شدن هر دو تیم موضوع را بررسی کرده است. کم و بیش به این مضمون که استقلال و پرسپولیس پس از انقلاب به دو تیم دولتی تبدیل شدند و این دولتی شدن و وصل شدن ایشان به نفت و نفحاتش موجب شده است که از هویتی که داشتند، تهی شوند. این بی‌هویتی با وجود تبلیغات باز هم دولتی و تلوزیونی در روزهای شهرآورد بیشتر سر باز می‌کند و توی ذوق می‌زند. دو تیم با هویتی دولتی و ساختاری مشابه با هم در زمین نبرد می‌کنند، چه فرق می‌کند که کدام این دو تیم برنده شوند؟ هر دو تیم جز رنگ پیرهن؛ ساختارشان، تفکرشان و سازو کار مدیریت شان و متولیشان یکی است، پس به مرور هویتی یکسان پیدا کرده‌اند، یا بی هویت شده اند. انقدر این هویت یکسان و هم‌آهنگ و درواقع بدآهنگ است که مسئولان امر سعی می‌کنند با رجوع به تاریخ و نبردهای گذشته این دو تیم هویتی برای این بازی بسازند، البته تقلبی. یکی شش تا در عهد بوق به آن یکی زده و یکی چهار بار آن یکی را پشت سر هم برده. اگر این روزها شبکه‌های سیما و مجریان لوس این شبکه‌ها را دیده باشید جز این موضوعات و خنده‌های آبکی ایشان شنیدن خاطرات تکراری بازیکنان سابق هر دوتیم که حالا در کمال و صفا و صمیمیت با هم دوستند چیزی درباره این شهرآورد سراسر دولتی نخواهید دید و نخواهید فهمید، دست آخر هم این بازی دولت با دولت و مدیر دولتی با مدیر دولتی  که از چاه نفت ارتزاق و مدیریت می‌کنند چیزی نمی‌شود جز شهرآوردهایی بی‌کیفیت و بی‌هویت برای بقای مدیر دولتی. سابق بر این پرسپولیس هویتی داشت، تیمی بود نه چندان متول که تکیه بر طرفداری کارگران و حاشیه‌نشین‌ها و مردم جنوب شهر داشت و طفرفدارانش بیشتر دغدغه مساوات داشتند و برابری و حقوق کارگران و جامعه. بیشتر بازیکنانش هم از همین طبقه بودند و همانگونه فکر می کردند و طبعاً برای این تیم بازی می‌کردند. اما تیم تاج یا همین استقلال کنونی تیمی بود برای یقه سفید‌ها و درسخوانده‌ها و بالاشهری‌ها. پس تقابل این تیم در زمین تقابل دو نوع زندگی بود. تقابلی بود در زمین برای گرفتن حق یا به کرسی نشاندن عقاید. درست به همین دلیل هم کم‌تر پیش می‌آمد بازیکنی از تیم پرسپولیس یا استقلال به آن یکی تیم برود چه آن‌ها مکتب فکری متفاوتی داشتند. الان که هر دو تیم به هم بازیکن می‌دهند درواقع نشان از حرفه‌ای گری ندارد بلکه نشان از این دارد که فکری در ساختار این دو تیم دولتی وجود ندارد. در همان مقاله جناب امیرخانی که در نفحات نفت آمده مثالی هم زده شده از بارسلونا و رئال مادرید. یکی تیمی است وابسته به سلطنت و دیگری تیمی است وابسته به جدایی‌طلبان باسک. تقابل این دو تیم در واقع تقابل دو اندیشه، دو سبک و دو نظر سیاسی است که در زمین به شهرآوردی جذاب می‌انجامد. به این دلیل است که بازی استقلال و پرسپولیس هیچ جذابتی ندارد. اگر سیمای محترم دولتی و مجریان لوس و بازیگران خنکش مرتب یادآوری‌مان نکنند که شهرآوردی هست بین این دو تیم تهی شده از هویت و خلاصه شده در رنگ سرخ و آبی، ما هم به کلی این موضوع را فراموش می‌‌کردیم چه نبرد دو رنگ، رنگباخته در زمین سبز آزادی ملال آور است.