نقدی بر کارگاههای داستاننویسی، این قارچهای جدید کلانشهر
· دو سه روز پیش ای میلی از طرف «داستان کوتاه شهر کتاب» به دستم رسید به این مضمون
· کارگاه داستان شهرکتاب
کارگاه داستان کوتاه شهرکتاب در دوازده جلسه زیر نظر [ ] برگزار میشود. در این دوره آموزشی مباحثی چون راوی سوم شخص محدود به ذهن، بینامتنیت، زاویه دید نمایشی، جریان سیال ذهن، راوی اول شخص با مخاطب و حضور نویسنده در متن مطرح میشود و هنرجویان موظف خواهند بود بر اساس این مباحث نظری، داستانهای خود را ارائه کنند.
این کارگاه آموزشی از ۲۱ اردیبهشت ماه شروع میشود و علاقهمندان به ثبتنام در این دوره آموزشی تا ۱۷ اردیبهشت فرصت دارند تا برای ثبتنام به شهرکتاب مرکزی مراجعه کنند و یا با شماره تماس ۸۸۸۰۶۷۴۳ تماس بگیرند. لازم به ذکر است کارگاه داستان شهرکتاب روزهای شنبه ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ برگزار میشود.
اولویت ثبتنام با کسانی است که زودتر اقدام کنند.
· خانم عزیز، آقای عزیز، نویسندۀ جوانی که هنوز اعتماد به نفس درک وجود و توانایی های خودت را نداری. هنوز توان درک آنچه تو داری را نداری، چرا که به آن پی نبردهای هنوز. جز این نمیتوانم به کارگاههای داستاننویسی اشاره کنم که «این ره که من و تو میرویم به ترکستان است.»
به اعتقاد من – یعنی کسی که شش ماه در گارگاه داستاننویسی [ ] در خانه هنرمندان شرکت کرده است- نه تنها شرکت در کارگاههای داستان نویسی نمیتواند دردی از داستان نویسی ایران درمان کند بلکه خودش درد دیگری شده است. که امیدوارت میکند، بعد تحقیرت میکند. از درون تهی ات می کند و به چیزی کم و بیش گیج و گول تبدیلت می کند.
خستهات میکند و بعد ناامیدت، تمام می شوی آنوقت.
ادامه مطلب