جامعه کهنه

یادداشت‌های علی چنگیزی

کتابفروشی نشر چشمه در طبقه پنجم مجتمع تجاری کورش افتتاح شده است. البته نه به طور کامل. کتابفروشی فضای بزرگ و زیبایی دارد و سفیدرنگ است. قفسه‌هایش هنوز به طور کامل پر از کتاب نشده است که فکر کنم به مرور این طور هم بشود. لوح فشرده هم می‌فروشند که خب خوب است. امروز صبح که آنجا رفتم از کاوه خبری نبود و... مجتمع کورش یکی از قشنگ‌ترین مجتمع‌های تجاری تهران است که در بزرگراه ستاری قرار دارد. جای دیدنی‌ است. کافه ویونا هم آنجا شعبه بزرگی دارد و طبقه چهارم و ششم این مجتمع هم سینماست. شهر بازی هم دارد که خب بدم نمی‌آید یک بار سری به آنجا بزنم. از فروشگاه‌هایی که خودم دوست دارم فروشگاه‌های ورزشی است. آدیداس شعبه بزرگی زده است و البته اسکیچرز و ریبوک. نوین چرم و چرم تبریز هم دو فروشگاه بزرگ در یکی از طبقات کورش دارند کیفیت کفشهای چرم تبریز بهتر است و کفشهاش هم خوشگل ترند. هایپر استار هم شعبه‌ای در آنجا دارد، مثل شعبه اصلی هایپر استار نیست؛ خیلی کوچک است و فضای خفه‌ای دارد که اصلاً خوشم نیامد. یک طبقه هم مخصوص غذاست، بیشتر فسدفود. این طبقه را به هیچ وجه دوست ندارم، در هم برهم است و جزو بدترین طبقات مجتمع است که آدم سریع ازش گذر می کند، غذاهاش چنگی به دل نمی‌زند. بیشتر پیتزاست و همبرگر و این حرف‌ها که باب دندان من یکی نیست. چیزی که هست حتما حتما به چشمه کورش سر بزنید. هم جای فرهنگی است هم خب مانوس شدن با کتاب اتفاق خوبی است، آن هم کتابهای چشمه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی چنگیری  | 

مردمی بار آمده‌ایم بدون موسیقی، بدون ادبیات، بدون تئاتر بدون مجسمه‌سازی و... آن وقت انتظار داریم کنش‌های این مردم، داوطلبانه‌، اجتماعی، شهروندمدار باشد و در خدمت منافع عمومی. نمی‌شود. بدون زیبایی و هنر، نمی‌شود. جامعه بدون زیبایی و هنر خشک و تهی از خصوصیات انسانی خواهد شد و به عصب کشیده شبیه خواهد شد که زود تحرکی می‌شود و به درد می‌آید و تاب سختی را ندارد چون تنهاست، انسانی که هنر در زندگی‌اش نقشی ندارد معنی عشق را نمی‌داند، تهی است و طبعاً در اجتماع و جامعه‌اش کنش‌هایی انجام می‌دهد که از اعتماد خالی است. هنر و زیبایی محب و اعتماد را در جامعه توسعه می‌دهد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی چنگیری  | 

خیلی وقت بود که تیراژه نرفته بودم. امروز سری زدم. زود رفتم، این بود که مرکز خرید تیراژه هنوز خلوت بود. می‌خواستم پولیور مشکی رنگی بخرم، که خریدم، پولیور خوشگلی هم هست اولش یک پولیور تامی پسند کردم ولی بعد ماسیمو دیوتی خریدم که انصافا خوشگل است. بعد هم یک شلوار مشکی پسند کردم، فروشنده‌هه گفت خب تو که داری مشکلی می‌خری بیا یک قهوه‌اش هم بخر، دو به شک شدم اما آخرش گفتم گور بابای پول بذار بخرم. افتاده بودم رو دور خرج کردن. عطر قدیمی‌ام را هم باز خریدم. هیچ عطری را به اندازه آزارو دوست ندارم. روز بدی نبود، کلی خرید کردم و گشتم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی چنگیری  | 

مطالب قدیمی‌تر